تحلیلی بر عوامل مرتبط با تغییرات سود تقسیمی و تغییرات سود آتی در بازار سرمایه ایران

قسمتی از متن پایان نامه :

15-2سود تقسیمی ((DPS

تقسیم سود از دو جنبه بسیار مهم قابل بحث می باشد. از یک طرف عاملی تأثیرگذار بر سرمایه گذاری های فراروی شرکت هاست. زیرا که تقسیم سود موجب کاهش منابع مالی داخلی و افزایش نیاز به منابع مالی خارجی می گردد. از طرف دیگر بسیاری از سهامداران شرکت خواهان تقسیم سود نقدی هستند، از این رو مدیران با هدف حداکثر کردن ثروت سهامداران همواره بایستی بین علایق مختلف آنان و فرصتهای سود آور سرمایه گذاری تعادل بر قرار کنند. پس تصمیمات تقسیم سود که از سوی مدیران شرکت ها اتخاذ می گردد بسیار حساس و دارای اهمیت می باشد.

توجه همه جانبه به عوامل و محدودیت های موثر بر سیاست تقسیم سود علاوه بر به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران، موجبات حفظ و بقای شرکت در عرصه رقابت و رشد و توسعه روز افزون آنرا فراهم  می نماید. تا قبل از دهه 1950رشته مدیریت مالی به صورت منسجم وجود نداشت و آن چیز که که در سال های قبل از 1950 نظاره می گردید مدل های هنجاری بود و موضوعات اساسی مورد بحث در ارتباط با سرمایه گذاری، تأمین مالی و خط ومشی سود سهام بهینه بود. اولین کتاب حایز اهمیت در سال 1951 توسط “گراهام” و “داد” نوشته شده می باشد. در کتاب مذکور از طریق مدل های تجربی کوشش گردید که سهام برتر شناسایی گردند. آنها در مدل خود از سود تقسیمی برای ارزش شرکت بهره گیری نمودند.

در دهه 1950ساختار پژوهش در مدیریت مالی از توجه هنجاری، به توجه اثباتی تغییر پیدا نمود، و این امرحاصل ورود اقتصاددانان به این عرصه بود. در توجه اثباتی پدیده ها به صورت آن چیز که که هست و نه آن چیز که که بایستی باشد مورد مطالعه قرار می گیرند. مودیلیانی و میلر[1](1958) شالوده نظریه ساختار سرمایه را بر فرض بازار رقـابت کامل و تعادل در بازار پی ریزی نمودند، آنها با فرض رقابت کامل و نبود مالیات، هزینه های مبادلات و غیره، با فرض اینکه خط و مشی سرمایه گذاری شرکت ثابت می باشد، به این نتیجه رسیدند که خط و مشی تأمین مالی شرکت تأثیری بر ارزش جاری شرکت نمی گذارد، این نظریه به نامربوط بودن ساختار سرمایه معروف می باشد.

در سال1961 مویلیانی و میلر نظریه ساختار سرمایه را به خط و مشی سود سهام تعمیم دادند. آنها استدلال کردند، تا زمانی که توزیع جریان های نقدی شرکت ثابت می باشد و با فرض عدم وجود مالیات، انتخاب هر خط و مشی سود تقسیمی، تأثیری بر ارزش جاری شرکت ندارد، زیرا افزایش سود تقسیمی از طریق فروش سهام جدید تأمین می گردد و با فرض عدم تغییر در ساختار سرمایه، فروش سهام جدید، نسبت هر سهم را به اندازه سود تقسیمی کاهش می دهد و لذا سود تقسیمی بر ارزش شرکت تأثیری  نمی گذارد. مودیلیانی و میلر با اظهار دو مقاله فوق، انقلابی در عرصه مدیریت مالی به وجود آوردند. در نظریه فوق بین تصمیمات سرمایه گذاری و تصمیمات تقسیم سود ارتباطی وجود ندارد. نظریه آنان بر پایه دیدگاه اقتصاددانان نئوکلاسیک استوار می باشد زیرا در نظریه فوق تصمیمات سرمایه گذاری و تأمین مالی مستقل از هم می باشد. این نظریه توسط هرشفیلر نیز ارائه گردیده می باشد(بهرامفرومهرانی، 1383،ص28)2.

 سیاست تقسیم سود

سیاست تقسیم سود یکی از بحث انگیزترین مباحث مالی می باشد. الگوهای نظری متضاد که گاها فاقد پشتوانه تجربی قوی هستند، به دنبال تبیین سیاست های تقسیم سود شـرکت می باشند.

هدف از اجرای چنین سیاستی تعیین نقشی می باشد که آن سیاست در به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران اعمال می کند. از آنجا که سیاست تقسیم سود تحت تأثیر عوامل متعددی قرار می‌گیرد، پرداخت تمام سود به سهامداران به معنی به حداکثر رسانیدن ثروت آنان نخواهد بود.

نظریه های سیاست تقسیم سود

اولین گامهای نظریه پردازی در زمینه سیاست تقسیم سود، به پیش بینی اثر پرداخت سود بر قیمت سهام مربوط می گردد. در طول قرن اخیر، سه مکتب فکری در این زمینه (اثر پرداخت سود بر قیمت سهام)به وجودآمدند.

نتایج تحقیقات مکتب اول نشان می دهد سود سهام پرداختی اثر مثبت و قابل توجهی بر قیمت سهام دارد، گروه دوم بر این باورند که قیمتهای سهام همبستگی منفی با اندازه سود سهام پرداختی دارد و گروه سوم مدعی اند اندازه سود پرداختی شرکت در ارزیابی قیمت سهام نامربوط می باشد، بر اساس مکاتب فکری یاد شده نظریه های تقسیم سود به صورت زیر طبقه بندی می شوند:

هموارسازی سود تقسیمی

نامربوط بودن

پرنده در دست

اثر مالیاتی تقسیم سود

تأثیر مشتریان و موکلین

نابرابری اطلاعاتی(علامت دهی و هزینه نمایندگی)

مدل های نظری و تجربی سیاست تقسیم سود، اخیرا به گونه ای دیگر طبقه بندی  شده اند. در این طبقه بندی، نظریه های یاد شده بر اساس وجود نقاط مشترک در یک طبقه قرارگرفته اند و تاکید اصلی در نظر داشتن روانشناسی سرمایه گذار، عوامل اقتصادی–اجتماعی و در نظر گرفتن طبقه جداگانه با عنوان مدل های رفتاری در ترکیب طبقه بندی نظریه های سیاست تقسیم سود می باشد. از این رو نظریه های سیاست تقسیم سود بر اساس مقاله فرانکفورتر و وود،2002به سه دسته تقسیم می شوند.

1.مدل های اطلاعاتی کامل –عامل مالیات2

2.مدل های نابرابری اطلاعاتی3

3.مدل های رفتاری4

[1] .Modigliani&Miller

2 .Full information models –the tax factor

 3 .Information Asymmetries Models

4  .Behavioral Models

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش:

1) آیا بین تغییرات سود تقسیمی و تغییرات سود آتی ارتباط هست؟

1-1) آیا ارتباط بین تغییرات سود تقسیمی و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که قابلیت پیش بینی جریان های نقدی مختلفی دارند ، متفاوت می باشد؟

2-1) آیا ارتباط بین تغییرات سود تقسیمی و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که  نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری مختلفی دارند ، متفاوت می باشد؟

3-1) آیا ارتباط بین تغییرات سود تقسیمی و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که بازده حقوق صاحبان سهام مختلفی دارند ، متفاوت می باشد؟

2) آیا بین سود هرسهم و تغییرات سود آتی ارتباط هست؟

1-2) آیا ارتباط بین سود هرسهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که قابلیت پیش بینی جریان های نقدی مختلفی دارند ، متفاوت می باشد؟

2-2) آیا ارتباط بین سود هرسهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که  نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری مختلفی دارند ، متفاوت می باشد؟

3-2) آیا ارتباط بین سود هرسهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که بازده حقوق صاحبان سهام مختلفی دارند ، متفاوت می باشد؟

3) آیا بین تغییرات سود هرسهم و تغییرات سود آتی ارتباط هست؟

1-3) آیا ارتباط بین تغییرات سود هرسهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که قابلیت پیش بینی جریان های نقدی مختلفی دارند ، متفاوت می باشد؟

2-3) آیا ارتباط بین تغییرات سود هرسهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که  نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری مختلفی دارند ، متفاوت می باشد؟

3-3) آیا ارتباط بین تغییرات سود هرسهم و تغییرات سود آتی در شرکت هایی که بازده حقوق صاحبان سهام مختلفی دارند ، متفاوت می باشد؟

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

تحلیلی بر عوامل مرتبط با تغییرات سود تقسیمی و تغییرات سود آتی در بازار سرمایه ایران

پایان نامه - تز - رشته حسابداری


دیدگاهتان را بنویسید